قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4574

تاريخ الفي ( فارسى )

حاكم دولت‌آباد نوشت كه « يك هزار و پانصد سوار با امير صده‌هاى نامى آن ولايت بىروح و روان كن . » و او به موجب فرمان عمل نمود . اميران صده كه حال ديگر از ياران خود را ديدند ، با هم مصلحت كرده در منزل اول ياغى شدند و برگشته به ديوگير درآمدند و نظام الدين را كه عامل خالصه بود بگرفتند و جميع عمال خالصحات را گرفته كشتند . عماد الملك ، برادر قتلغ خان را به واسطهء نيكويى قتلغ خان آزاد كردند و اسماعيل مخ « 1 » افغان برادر ملك را سردار خود كردند و سلطان ناصر الدين نام نهادند [ 443 ب ] و جميع اميران صدهء اطراف آنجا جمع شده فتنه بالا گرفت . سلطان به نفس خود به آن طرف روان شد . ايشان با او جنگ كردند و شكست يافتند . اسماعيل مخ بالاى كوه داراگر رفت « 2 » و حسن كانكو طرف بيدر گريخت . سلطان ديوگير را غارت كرد و كوه داراگر را محاصره كرد . در آن اثنا از گجرات خبر رسيد كه ملك طغى صدر الملك با امير صده نهر واله « 3 » اتفاق كرده ياغى شدند و شيخ معز الدين را با جميع كاركنان سلطانى گرفتند و ملك مظفر را كشتند و به كمبايت آمده مقدّم آنجا را با خود متّفق ساخت و التون « 4 » در پاى قلعه نشسته . سلطان كار ولايت ديوگير را به اتمام رسانيده قوام الدين و بعضى ديگر از امرا در ديوگير گذاشت و خود متوجّه بروح شد . در آن اوقات در آن ولايت قحطى و گرانى بود . چون سلطان به كنار آب نزنده آمد ، ملك طغى محاصرهء بروح را گذاشته به كمبايت رفت و سلطان ملك يوسف را با سه هزار سوار به تعاقب او فرستاد . ملك طغى برگشته جنگ كرده و فوج سلطان شكست يافت و يوسف كشته گشت . سلطان خود به كمبايت روان شد . چون سلطان نزديك رسيد ، طغى به نهرواله رفت . سلطان چون نزديك رسيد طغى به قصبهء كرى آمد . و باران بسيار مىباريد . نيم روزى طغى با صد سوار بر عقب لشكر سلطان زد . غوغا انداخته جمعى را كشت و گريخت و به نهرواله رفت . سلطان حكم كرد كه « [ اگر ] ديگرباره طغى نزديك لشكر آيد و سلامت بيرون رود امرا را سياست خواهم كرد و به هر فوج كه نزديكتر باشد ، سرداران فوج را البته هلاك مىكنم . » بار ديگر طغى با دويست كس مردانه كارديده خود را غافل بر فوج خاصهء سلطان زد و پانصد كس را كشته گريخت . طغيان بشكال شد . سلطان با چار در كرى مقام كرد و پسر يوسف

--> ( 1 ) . منتخب التواريخ : اسماعيل فتح . و در « تاريخ مباركشاهى » ( ص 111 ) تأليف يحيى بن احمد بن عبد الله سيهرندى نيز اسماعيل مخ ضبط شده است . ( 2 ) . منتخب التواريخ : « اسماعيل فتح جنگ مصاف داد و هزيمت يافته در حصار دهارانگر - كه عبارت از ارك دولت‌آباد است - متحصّن شد . » ( 3 ) . م : بهر نواله . ( 4 ) . شايد التون بهادر